درباره وبلاگ "مجنون" که شدی،حال مرا میفهمی... "لیلا"ی تمام قصه ها نامردند... آخرین مطالب آرشيو وبلاگ
پيوندها
نويسندگان دوستانه ها . . . . . . . آری که چه بی رحمانه آمده است که بماند برای همیشه . . . . . . . . . . . . . . . . . . . غم تو در دل من. . . . . . . . . . . . این پست حرف دل خیلیاست...
اکنون دیگر"در دسترس"بودنت مهم نیست چون دیگر نه "مشترک"هستی و نه "مورد نظر"...! هوا سرد است اما نگران نباش سرما نمیخورم؛کلاهی که سرم گذاشتی تا گردنم را پوشانده ...! هر کس که سراغت را میگیرد،نمیگویم وجود نداری،میگویم وجودش را نداشتی...! فکر نکن تو فوق العاده بودی،قطع به یقین من کم توقع بوده ام...! حالا هم که اتفاقی نیافتاده،حادثه بین ما،فقط یک زد و خورد ساده بود! تو جا زدی ، من جا خوردم...! زمانی نبودنت همه هستی مرا نابود میکردولی حالا بودنت... میشود نباشی؟؟؟ راستی !!! سلام مرا به وجدانت برسان...البته اگر بیدار بود... نظرات شما عزیزان: سه شنبه 7 مهر 1394برچسب:, :: 3:47 :: نويسنده : حمیدرضا زارعی
![]() ![]() |